معماری
سرخط خبرها

شیوانا 48 – هرگز با خودت قهر مکن!

شیوانا 48 – هرگز با خودت قهر مکن!

به شیوانا خبر دادند که یکی از شاگردان قدیمی اش در شهری دور از طریق معرفت دور شده و راه ولگردی را پیشه کرده است. شیوانا چندین هفته سفر کرد تا به شهرآن شاگرد قدیمی رسید. بدون اینکه استراحتی کند مستقیما سراغ او را گرفت و پس از ساعت ها جستجو او را در یک محل عیش و عشرت مست و لایعقل یافت. مقابلش ایستاد. سری تکان داد از او پرسید:” تو اینجا چه می کنی دوست قدیمی !”

شاگرد لبخند تلخی زد و شانه هایش را بالا انداخت وگفت:” من لیاقت درس های شما را نداشتم استاد! حق من خیلی بدتر از اینهاست! شما این همه راه آمده اید تا به من چه بگوئید!؟”

شیوانا تبسمی کرد و گفت:” من هنوز هم خودم را استاد تو می دانم. آمده ام تا درس امروزت را بدهم و بروم!”

شاگرد مایوس و ناامید نگاهش را به چشمانش شیوانا دوخت وپرسید:” یعنی این همه راه را به خاطر من آمده اید!؟”

شیوانا مطمئن سرش را به علامت مثبت تکان داد و گفت:” البته ! لیاقت تو خیلی بیشتر از اینهاست! درس امروز این است:” هرگزبا خودت قهرمکن! هرگز مگذار دیگران وادارت کنند با خودت قهر کنی ! و هرگز اجازه مده دیگران وادارت سازند خودت خودت را محکوم کنی! به محض اینکه با خودت قهر کنی دیگر نسبت به سلامت ذهن و روان و جسم خود بی اعتنا می شوی و هر نوع بی حرمتی به روح و جسم خودت را می پذیری! همیشه با خودت آشتی باش و همیشه برای جبران خطاها به خودت فرصت بده! تکرار می کنم ! خودت آخرین نفری باش که در این دنیا با او قهر می کنی! درس امروز من همین است!”

شیوانا پیشانی شاگردش را بوسید وبلافاصله بدون اینکه استراحتی کند به سمت دهکده اش بازگشت. وقتی شیوانا به دهکده رسید چند هفته بعد به او خبر دادند که شاگرد قدیمی اش وارد مدرسه شده و سراغ او را می گیرد. شیوانا به استقبال او رفت و او را دید که سالم و سرحال در لباسی تمیز و مرتب مقابلش ایستاده است.

شیوانا تبسمی کرد و او را در آغوشش گرفت و آرام در گوشش گفت:”اکنون که با خودت آشتی کرده ای ، یادبگیر که از خودت طرفداری کنی! به هیچ کس اجازه مده تو را با یادآوری گذشته ات ، وادار به سرافکندگی کند! همیشه از خودت و ذهن و روح و جسم خودت دفاع کن! هرگز مگذار دیگران وادارت سازند دفاع از خودت را فراموش کنی و به تو توهین کنند. خودت اولین نفری باش که در این دنیا از حیثیت خودت دفاع می کند. درس امروز همین است!”

همچنین ببینید

شیوانا, سایت رسمی شیوانا

شیوانا 172 – گل دعوای گوزن ها را تماشا نمی کند!

بهار بود و شیوانا در کنار چشمه ای نشسته بود و به گل ها و …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + 8 =

قالب وردپرس