معماری
سرخط خبرها

شیوانا 88 – دلیل کافی !

همین دلیل برای من کافی است !  ( دلیل کافی ! )

شیوانا و شاگردانش از مقابل مزرعه ای می گذشتند. یکی از شاگردان شیوانا با مسخرگی خطاب به بقیه گفت:” در این مزرعه مردی زندگی می کند که می گوید به وجود خالق کاینات و خداوند عالم کاملا معتقد است و اثبات وجود خدا را هر لحظه به کمال مقابل خود می بیند. ما هفته هاست در کلاس های شیوانا روی دلایل اثبات خالق هستی گیج می زنیم و این مزرعه دار مدعی است که دلیل اثبات وجود آفریدگار هستی را هر روز مقابل چشمانش می بیند! آیا مسخره نیست!؟”

همهمه ای بین شاگردان شیوانا درگرفت و همگی اظهار علاقه کردند که مرد مزرعه دار را از نزدیک ببینند. شیوانا پذیرفت و مسیر خود را به سمت کلبه مزرعه دار کچ کرد. وقتی نزدیک کلبه رسیدند دیدند که مزرعه دار روی زمین نشسته و مشغول تعمیر و تیز کردن چند تبراست. او تا شاگردان شیوانا را دید از آنها خواست تا به او کمک کنند کنده ها و چوب های بزرگ مقابل کلبه را با تبرهای تیز شده به تکه های کوچک تقسیم کنند تا او بتواند با آنها هم کلام شود. شاگردان شیوانا هم پذیرفتند و  هیزم ها را در عرض چند ساعت خرد کردند و در انبار قرار دادند. وقتی همه شاگردان کنار کلبه روی زمین نشستند تا استراحتی کنند و نوشیدنی بنوشند وبه حرفهای مزرعه دار گوش کنند ، مزرعه دار شروع به صحبت کرد و گفت:” شیوانا دلیل آمدن شما به اینجا را برایم گفت. قبل از اینکه سروکله شما پیدا شود من به واسطه بیماری و ضعف نمی توانستم تنه درختان را خرد کرده و به صورت هیزم های قابل استفاده درآوردم. انبار هم خالی شده بود و زمستان هم نزدیک بود. صبح که از خواب برخاستم دیدم تنها کاری که از من برمی آید تیز کردن اره ها و آماده سازی آنهاست. وقتی آخرین اره را تیز و آماده کردم سروکله شما با این تعداد زیاد پیدا شد و  شما کاری را که برای من هفته ها طول می کشید را در نصف روز انجام دادید. اگر این تصادف و خوش شانسی اثبات وجود خدا نیست ، پس من نمی دانم اثبات دیگر چه چیزی می تواند باشد!!!؟”

شاگردان مات و مبهوت به شیوانا خیره شدند و از او توضیح خواستند. شیوانا شانه هایش را بالا انداخت و گفت:” اگر بتوانید جوابی برای سوال مزرعه دار پیدا کنید دیگر سوالی برای پرسیدن از من نخواهید داشت!!”

داستان های شیوانانویسنده : فرامرز کوثری

سایت رسمی داستان های شیوانا

www.hkowsari.ir

همچنین ببینید

شیوانا, سایت رسمی شیوانا

شیوانا 172 – گل دعوای گوزن ها را تماشا نمی کند!

بهار بود و شیوانا در کنار چشمه ای نشسته بود و به گل ها و …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 1 =

قالب وردپرس