معماری
سرخط خبرها

شیوانا

شیوانا 165 – بال نمی خواهم ، بالهایم تو باش!

شیوانا, سایت رسمی شیوانا

چهار نفر از شاگردان مدرسه شیوانا خود را برای یک مسابقه شمشیر بازی سراسری آماده می کردند. یک روز مانده به آخرین روز مسابقه  شاگردان نزد شیوانا جمع شدند و از او خواستند تا راهی نشان دهد تا آنها قدرت روانی و جسمی لازم برای پیروزی را در مسابقه فردا بدست آورند و برحریفان غلبه کنند. شیوانا لختی سکوت کرد …

ادامه نوشته »

شیوانا 164 – یک کار بزرگ ناجی توست؟!

شیوانا, سایت رسمی شیوانا

زنی رنجور و دردمند با حالتی زار و به هم ریخته نزد شیوانا آمد و به او گفت:” زنی فقیر و درمانده هستم. شوهر اولم را از دست داده ام و به ناچار برای امرار معاش با مرد دیگری ازدواج کرده ام که او هم زن خود را ازدست داده بود و چند پسر و دختر بزرگ داشت. اما از …

ادامه نوشته »

شیوانا 163 – حرمت ایام با هم بودن!

شیوانا, سایت رسمی شیوانا

  یکی از دوستان شیوانا به بیماری سختی دچار شد و چون ممکن بود عوارض بیماری گریبانگیر خانواده اش را بگیرد همه اهل فامیل و دوست و آشنا و حتی زن و فرزندان او را ترک کردند و از او گریختند.شیوانا این دوست را به مدرسه آورد و در گوشه ای از مدرسه اتاقکی برای او ساخت و شخصا به درمان …

ادامه نوشته »

شیوانا 162 – تمرینی برای آینده !

شیوانا, سایت رسمی شیوانا

 شیوانا با کاروانی به شهری دیگر سفر می کرد. در این کاروان پیرمردی بود که  به خاطر سن و سالش هوش و حواس درستی نداشت. همچنین یک مرد میمون فروش بود که میمون تربیت  می کرد و برای فروش به شهرهای مختلف می برد. در این کاروان زن و شوهری بودند که چند فرزند قد و نیم قد داشتند. فرزندان …

ادامه نوشته »

شیوانا 161 – برگشت پذیری اسامی !

شیوانا, سایت رسمی شیوانا

 یکی از افسران امپراتور فرزندش را برای تعلیم و تربیت به مدرسه شیوانا فرستاد. این جوان عادت داشت روی هر فردی اسم یک حیوان را بگذارد. به نزدیک ترین دوستش قورباغه می گفت و به هم اتاقی اش ملخ . شاگردان گله پیش شیوانا بردند. شیوانا آن شاگرد نام گذار را خواست و در جلوی جمع به او گفت:” در …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس